درماندگی و چاره آن

باید چاره ای پیدا کنم. با این اوضاع نمی تونم ادامه بدم. الان مشکلاتی که دارم ایناست:

1- خیلی وقتا که تو خیابون راه میرم یا دانشگاه هستم، دوست دارم جای خلوتی پیدا کنم و آلتم رو از تو شلوارم در بیارم که اگه دختری رد میشه اونو ببینه.

چند بار این کار رو ترک کردم، اما دوباره برگشتم به این حالت.

2- هدف بزرگ زندگیم رو نمی دونم. می خوام بشینم مطالعه کنم ببینم که هدف زندگی چی میتونه باشه؟ و یکی از اونا را برای خودم انتخاب کنم. الان اصول مشخصی برای زندگی ندارم.

فکر می کنم اگه هدف بزرگی داشتم، مشکل اولم هم حل میشد. یا می شدم یه آدم لا ابالی که هدفش همینه که دائم در حال عیش و نوش باشه، یا اینکه به کل از این رفتارها به دوره و اعتقاد داره که این کارها درست نیست. نه مثل من که می دونم این کار درست نیست و انجامش می دم.

 

 

/ 2 نظر / 2 بازدید
عبوری

خاک بر رت

عبوری

خاک بر سرت. تو درمانده نیستی یه احمق به درد نخوری